+ به همين راحتي ؟!

سه‏شنبه 28 اسفند 1386 ساعت 2:0 عصر

يا لطيف


از اتوبوس که پياده ميشي و از بچه ها خداحافظي مي کني يهو دلت مي گيره ! تموم شد ، به همين راحتي !‏
نه، يه لحظه صبر کن !‏به همين راحتي؟ همين؟
نبايد ( جمله دستوريه !) به همين راحتي باشه ، نبايد راحت بگذري ازش !
اين پست قرار نيست تنها پست جنوبم باشه . نمي خوام به همين راحتي از کنارش رد بشم . اين رو زدم که به خودم يادآوري کنم . 


پ . ن1 : به تهران که رسيديم حس بدي بهم دست داد !‏ يه نگاه به دور و اطراف که بندازي مي فهمي چرا ! از کجا به کجا اومديم .
پ . ن2: با بچه ها سر اينکه چطور چيزايي که تو اردو به دست آورديم رو منتقل کنيم کلي بحث کردم . حامد آقاجاني مي گفت نبايد کليشه بشه . سخته !  نه؟
پ . ن 3: دلم تنگ شده برا بچه هاي از بلاگ تا پلاک 2 خيلي هم تنگ شده ، به همين زودي ، به همين راحتي !


نوشته شده توسط : کفش دار

کفش هاي ديگران [ نفر کفش هاشون رو اينجا گذاشتن ]


+ مشکل از ماست !

سه‏شنبه 21 اسفند 1386 ساعت 4:19 عصر

يا لطيف



چند وقتي بود که هم تو نت و هم توي مدرسه درگير چند تا بحث ديني بودم ! واقعا بعضي وقت ها بايد به خودمون تلنگر بزنيم ، چقدر پايه فکري قوي اي داريم؟ چقدر از نظر اعتقادي قوي هستيم ؟


توي بحث تساوي حقوق زن و مرد در اسلام موندم ! حتي برا خودم هم شبهه ايجاد شد ! توي بحث ولايت موندم ( البته اينبار شبهه ايجاد نشد) ! توي بحث نماز موندم ! توي بحث عدم اختلاف طبقاتي در اسلام موندم ! توي بحث ...
البته نه اينکه نتونم جواب بدم، شايد تو بيشترشون طرف مقابلم قانع هم شده باشه ، اما خودم راضي نشدم ، حس مي کردم يه جاي کارم داره مي لنگه . وشبختانه بيشتر شبهه هايي هم که برام ايجاد شده بود رفع شد ، اون روز به يکي از بچه ها مي گفتم شبهه اي که با خوندن چند صفحه تو دل آدم ايجاد مي شه ، با خوندن چند خط از کتاب هاي شهيد مطهري از دل آدم پاک مي شه !
ما منبع فکري کم نداريم ، مشکل اينجاست که ازشون استفاده نمي کنيم ! آيت الله طباطبائي ، شهيد مطهري ، آيت الله جوادي آملي ، استاد رحيم پور و خيلي هاي ديگه که حداقل از طرف ما بهشون بي توجهي شده ( منظور از ما در مرحله اول  خودم هستم ) اگه هم داريم آثارشون رو مطالعه مي کنيم به ديد کاربردي نگاه نمي کنيم بهشون !
نمي دونم چقدر فرصت هست ، اما سعي  کنيم کمتر فرصت ها رو از دست بديم ! فاصله ي ميان ايمان و کفر خيلي کمه ، خيلي ها بودن که به واسطه ي يه شبهه از اين رو به اون رو شدن ! مواظب باشيم !
مي دونستيد اين آقاي سروش که اخيرا در موردش صحبت مي شه يه زمان قرآن تفسير مي کرده و مدرک اسلام شناسي داره؟ ببين تفاوت ره از کجاست تا به کجا ...  خدا بهمون رحم کنه!


پ.ن 1 : خوشبختانه بيشتر شبهه هايي هم که برام ايجاد شده بود رفع شد ، اون روز به يکي از بچه ها مي گفتم شبهه اي که با خوندن چند صفحه تو دل آدم ايجاد مي شه ، با خوندن چند خط از کتاب هاي شهيد مطهري از دل آدم پاک مي شه !
پ.ن2: براي چندمين بار تصميم گرفتم به وصورت جدي کتاب هاش شهيد مطهري رو بخونم ، کسي مي تونه سير مطالعاتي بده ؟


پ.ن3: اگه خدا قسمت کنه و مشکل ديگه اي پيش نياد ، کفشدار فردا عازم جنوب مي شه ! به قول يکي از رفقا ( که در مورد همين وبلاگ مي گفت ) :


کفش ها را بايد کند ، جور ديگر بايد رفت


خدا کنه !


فعلا
يا علي


 


نوشته شده توسط : کفش دار

کفش هاي ديگران [ نفر کفش هاشون رو اينجا گذاشتن ]


+ بازي وبلاگي !

پنجشنبه 16 اسفند 1386 ساعت 11:44 عصر

 


به دعوت يکي از خواهر ها   به يه بازي وبلاگي دعوت شدم ! قراره 8 تا حديث از پيامبر اکرم (ص) بنويسيم تا شايد اسباب آشنايي ما با احاديث پيامبر اکرم (ص) فراهم بشه ! جا کفشي هم به سهم خودش ( و اينکه به نظر من يه جور وظيفس ) تو اين بازي وبلاگي شرکت مي کنه !
سعي کردم حديث هاي کوتاه اما پر محتوا رو انتخاب کنم .


1. هر کس از امت من چهل حديث حفظ کند که و از آنها در امور دينشان بهره مند شود ، خدا آنها را در روز قيامت به صورت فقيه و دانشمند بر مي انگيزاند .
2. علي با حق است و حق با علي است .
3.هرگاه خدا بنده اي را دوست داشته باشد او را آزمايش و مبتلا مي کند .
4. خدا گداي درگاهش را که بسيار اصرار کننده باشد ، دوست دارد .
5. صلوات فرستادن بر من همچون نوري بر روي پل صراط است .
6. ارزش دو نعمت بر مردم پوشيده است : امنيت و سلامت .
7.برترين کوري کوري دل است !‏
8. حرمت و احترام مال مسلمان همانند حرمت خون اوست !

در آخر هم دعوت مي کنم از :


 مهديار - اتاق دل من - کيمياي قلم - خلوت من - مهر و وفا  - شاهد بازاري - آقا محمد - همراز شيلو عج الله - خط سوميارانمنطقه ممنوعه - مسيح انديمشک - و هر کسي که مي خواد تو اين حرکت وبلاگي زيبا سهيم باشه !


نوشته شده توسط : کفش دار

کفش هاي ديگران [ نفر کفش هاشون رو اينجا گذاشتن ]


+ پاک شد !

چهارشنبه 15 اسفند 1386 ساعت 11:6 عصر

يا حق


 


پست پاک شد !‏


بعضي وقت ها بايد در مورد يه چيز هايي بيشتر فکر کرد !


نوشته شده توسط : کفش دار

کفش هاي ديگران [ نفر کفش هاشون رو اينجا گذاشتن ]


+ فندک داري عزيز؟

سه‏شنبه 7 اسفند 1386 ساعت 3:35 عصر

يا لطيف



 


 


« هنر امروز حديث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان ، به فرموده ي حافظ ، تو خود حجاب خودب ، حافظ از ميان برخيز . سعي کردم که «خودم» را از ميان بردارم ، تا هر چه هست خدا باشد. البته آنچه که انسان مي نويسد هميشه تراوشات دروني خود اوست ، امّا اگر انسان خود را در خدا فاني کند ، آنگاه اين خداست که در آثار ما جلوه گر مي شود ...» 


اين بالائي ها رو شهيد آويني وقتي که داشته دست نوشته هاش – چه فلسفي و چه شعر و داستان – رو گوني گوني آتيش مي زده گفته! مي گفته که اينا حديث نفسه ، مي گفته الهي نبوده هيچ کدوم !


يکم با خودت فکر کن ، کدوم نوشته هات الهيه ؟ اصلا کدوم کارات الهيه ؟ خودمو مي گم ، اين نوشته رو هم بعيد مي دونم الهي باشه !  


فکر کنم لازم باشه خيلي چيزا رو بسوزونيم ، دست نوشته که سهله ، خيلي از افکار رو هم بايد سوزوند . حالا يکم فکر کن ، احتمالا فندک لازم نداري؟


 


پ. ن 1: عجيب شخصيتي داره اين شهيد آويني ! کاشکي صحيح الگو برداري بشه !


پ. ن2 : اين مطلب رو براي نشريه ي يکي از پايگاه ها نوشته بودم ، با يه کم تغيير اينجا هم گذاشتمش .


پ. ن 3 : شفاف سازي کنم : از فندک توي جا کفشي براي مصارف فرهنگي استفاده کنيد !


در ضمن اين جا کفشي عموميه !‏هرکي خواست بگه تا جا کفشي اختصاصي بزاريم براش.


 


نوشته شده توسط : کفش دار

کفش هاي ديگران [ نفر کفش هاشون رو اينجا گذاشتن ]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[30/5/1387- 11:34 ع] چين ، سال 2008 ميلادي!
[26/5/1387- 4:19 ع] من هنوز انتظار را ياد نگرفته ام!
[16/5/1387- 11:58 ع] عاشق همت بود...
[8/5/1387- 6:59 ع] معصوميت نگاهش هنوز روي مغزم رژه مي رود...
[24/4/1387- 9:40 ع] فعلا...
[آرشيو شده ها]