يا لطيف
از اتوبوس که پياده ميشي و از بچه ها خداحافظي مي کني يهو دلت مي گيره ! تموم شد ، به همين راحتي !
نه، يه لحظه صبر کن !به همين راحتي؟ همين؟
نبايد ( جمله دستوريه !) به همين راحتي باشه ، نبايد راحت بگذري ازش !
اين پست قرار نيست تنها پست جنوبم باشه . نمي خوام به همين راحتي از کنارش رد بشم . اين رو زدم که به خودم يادآوري کنم .
پ . ن1 : به تهران که رسيديم حس بدي بهم دست داد ! يه نگاه به دور و اطراف که بندازي مي فهمي چرا ! از کجا به کجا اومديم .
پ . ن2: با بچه ها سر اينکه چطور چيزايي که تو اردو به دست آورديم رو منتقل کنيم کلي بحث کردم . حامد آقاجاني مي گفت نبايد کليشه بشه . سخته ! نه؟
پ . ن 3: دلم تنگ شده برا بچه هاي از بلاگ تا پلاک 2 خيلي هم تنگ شده ، به همين زودي ، به همين راحتي !
نوشته شده توسط : کفش دار
يا لطيف
چند وقتي بود که هم تو نت و هم توي مدرسه درگير چند تا بحث ديني بودم ! واقعا بعضي وقت ها بايد به خودمون تلنگر بزنيم ، چقدر پايه فکري قوي اي داريم؟ چقدر از نظر اعتقادي قوي هستيم ؟
توي بحث تساوي حقوق زن و مرد در اسلام موندم ! حتي برا خودم هم شبهه ايجاد شد ! توي بحث ولايت موندم ( البته اينبار شبهه ايجاد نشد) ! توي بحث نماز موندم ! توي بحث عدم اختلاف طبقاتي در اسلام موندم ! توي بحث ...
البته نه اينکه نتونم جواب بدم، شايد تو بيشترشون طرف مقابلم قانع هم شده باشه ، اما خودم راضي نشدم ، حس مي کردم يه جاي کارم داره مي لنگه . وشبختانه بيشتر شبهه هايي هم که برام ايجاد شده بود رفع شد ، اون روز به يکي از بچه ها مي گفتم شبهه اي که با خوندن چند صفحه تو دل آدم ايجاد مي شه ، با خوندن چند خط از کتاب هاي شهيد مطهري از دل آدم پاک مي شه !
ما منبع فکري کم نداريم ، مشکل اينجاست که ازشون استفاده نمي کنيم ! آيت الله طباطبائي ، شهيد مطهري ، آيت الله جوادي آملي ، استاد رحيم پور و خيلي هاي ديگه که حداقل از طرف ما بهشون بي توجهي شده ( منظور از ما در مرحله اول خودم هستم ) اگه هم داريم آثارشون رو مطالعه مي کنيم به ديد کاربردي نگاه نمي کنيم بهشون !
نمي دونم چقدر فرصت هست ، اما سعي کنيم کمتر فرصت ها رو از دست بديم ! فاصله ي ميان ايمان و کفر خيلي کمه ، خيلي ها بودن که به واسطه ي يه شبهه از اين رو به اون رو شدن ! مواظب باشيم !
مي دونستيد اين آقاي سروش که اخيرا در موردش صحبت مي شه يه زمان قرآن تفسير مي کرده و مدرک اسلام شناسي داره؟ ببين تفاوت ره از کجاست تا به کجا ... خدا بهمون رحم کنه!
پ.ن 1 : خوشبختانه بيشتر شبهه هايي هم که برام ايجاد شده بود رفع شد ، اون روز به يکي از بچه ها مي گفتم شبهه اي که با خوندن چند صفحه تو دل آدم ايجاد مي شه ، با خوندن چند خط از کتاب هاي شهيد مطهري از دل آدم پاک مي شه !
پ.ن2: براي چندمين بار تصميم گرفتم به وصورت جدي کتاب هاش شهيد مطهري رو بخونم ، کسي مي تونه سير مطالعاتي بده ؟
پ.ن3: اگه خدا قسمت کنه و مشکل ديگه اي پيش نياد ، کفشدار فردا عازم جنوب مي شه ! به قول يکي از رفقا ( که در مورد همين وبلاگ مي گفت ) :
کفش ها را بايد کند ، جور ديگر بايد رفت
خدا کنه !
فعلا
يا علي
نوشته شده توسط : کفش دار
به دعوت يکي از خواهر ها به يه بازي وبلاگي دعوت شدم ! قراره 8 تا حديث از پيامبر اکرم (ص) بنويسيم تا شايد اسباب آشنايي ما با احاديث پيامبر اکرم (ص) فراهم بشه ! جا کفشي هم به سهم خودش ( و اينکه به نظر من يه جور وظيفس ) تو اين بازي وبلاگي شرکت مي کنه !
سعي کردم حديث هاي کوتاه اما پر محتوا رو انتخاب کنم .
1. هر کس از امت من چهل حديث حفظ کند که و از آنها در امور دينشان بهره مند شود ، خدا آنها را در روز قيامت به صورت فقيه و دانشمند بر مي انگيزاند .
2. علي با حق است و حق با علي است .
3.هرگاه خدا بنده اي را دوست داشته باشد او را آزمايش و مبتلا مي کند .
4. خدا گداي درگاهش را که بسيار اصرار کننده باشد ، دوست دارد .
5. صلوات فرستادن بر من همچون نوري بر روي پل صراط است .
6. ارزش دو نعمت بر مردم پوشيده است : امنيت و سلامت .
7.برترين کوري کوري دل است !
8. حرمت و احترام مال مسلمان همانند حرمت خون اوست !
در آخر هم دعوت مي کنم از :
مهديار - اتاق دل من - کيمياي قلم - خلوت من - مهر و وفا - شاهد بازاري - آقا محمد - همراز - شيلو عج الله - خط سوم - ياران - منطقه ممنوعه - مسيح انديمشک - و هر کسي که مي خواد تو اين حرکت وبلاگي زيبا سهيم باشه !
نوشته شده توسط : کفش دار
يا حق
پست پاک شد !
بعضي وقت ها بايد در مورد يه چيز هايي بيشتر فکر کرد !
نوشته شده توسط : کفش دار
يا لطيف
« هنر امروز حديث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان ، به فرموده ي حافظ ، تو خود حجاب خودب ، حافظ از ميان برخيز . سعي کردم که «خودم» را از ميان بردارم ، تا هر چه هست خدا باشد. البته آنچه که انسان مي نويسد هميشه تراوشات دروني خود اوست ، امّا اگر انسان خود را در خدا فاني کند ، آنگاه اين خداست که در آثار ما جلوه گر مي شود ...»
اين بالائي ها رو شهيد آويني وقتي که داشته دست نوشته هاش – چه فلسفي و چه شعر و داستان – رو گوني گوني آتيش مي زده گفته! مي گفته که اينا حديث نفسه ، مي گفته الهي نبوده هيچ کدوم !
يکم با خودت فکر کن ، کدوم نوشته هات الهيه ؟ اصلا کدوم کارات الهيه ؟ خودمو مي گم ، اين نوشته رو هم بعيد مي دونم الهي باشه !
فکر کنم لازم باشه خيلي چيزا رو بسوزونيم ، دست نوشته که سهله ، خيلي از افکار رو هم بايد سوزوند . حالا يکم فکر کن ، احتمالا فندک لازم نداري؟
پ. ن 1: عجيب شخصيتي داره اين شهيد آويني ! کاشکي صحيح الگو برداري بشه !
پ. ن2 : اين مطلب رو براي نشريه ي يکي از پايگاه ها نوشته بودم ، با يه کم تغيير اينجا هم گذاشتمش .
پ. ن 3 : شفاف سازي کنم : از فندک توي جا کفشي براي مصارف فرهنگي استفاده کنيد !
در ضمن اين جا کفشي عموميه !هرکي خواست بگه تا جا کفشي اختصاصي بزاريم براش.
نوشته شده توسط : کفش دار
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ