يا لطيف
دوباره  !
بعضي ها مي گن جو کاذبه ، شايد هم راست مي گن، اما... دوباره ياد جنوب افتادم! ياد فکه!مي دوني به چي فکر مي کنم ؟ توي فکه همش داشتم عکس مي گرفتم! اصلا بهم حال نداد! فقط دنبال سوژه مي گشتم، نتيجش هم اين شد که هيچي نفهمم از فکه ! اصلا وقتي آدم يه چيزي مثل دوربين دستشه نمي تونه به عمق بره ! رو سطح باقي مي مونه !‏من هم روي خاک هاي رملي فکه باقي موندم! مي دوني ؟! دارم به اين فکر مي کنم که سيد مرتضي چطور با دوربينش ازهمين فکه به عرش رفت ...  
قلم نمي ره ! چشبيده روي کاغذ، نه حرکتي ، نه تکوني ! خشکش زده انگار . اين همه کتاب ، اين همه سي دي و فيلم در مورد شهيد آويني جلوم به صف شدن ، اما دريغ از يک خط که بتونم از بين اين همه نوشته انتخاب کنم ! انگار آقا مرتضي قهره !  شايد هم من ...


پ.ن1:تقويم رو که باز مي کنم چشمم به روز بيستم فروردين مي افته، روز ملي فناوري هسته اي ، کنارش يه جمله ي ديگه هم نوشته : شهادت سيد مرتضي آويني ! نوشتم راضيم نکرد، بازم دغدغه ي هميشه گي : کليشه ...
پ.ن2:
دلم لک زده برا بهشت زهرا ! با مترو که بري رفت و برگشتت بيشتر از هزار تومن خرج نداره ! (البته از محله ي ما) مي ارزه ! نه ؟
 پ.ن3: امشب مسجد نماز رو فرادي خوندم که زودتر برم کتابخونه ي مسجد سر درس و مشق! خونه که برگشتم بابا گفت بعد از نماز پسر شهيد صياد شيرازي صحبت کرده، قشنگ هم صحبت کرده انگار ! آدم بعضي وقت ها از درس خوندنش پشيمون مي شه !
پ.ن4: گفتم توي فکه بيشتر به فکر عکس گرفتن بودم، اتفاقا عکس هاي بدي هم از آب در نيومد ! سه چهارتاش رو اينجا مي زارم :
عکس 1 – با وضو وارد شويد
عکس 2 – و چگونه جان نگذارد...
عکس 3 – آويني رفت ...
عکس4 - ... (نمي دونم چي بگم)
عکس 5- آخوند ها از مريخ نيامده اند ...

عکس 6 – فکه جاکفشي خوبي بود !
آخرين پي نوشت! : فکر کنم آي دي قبليم هک شده !‏ خدا خيرشون بده ، درسته ناراحت شدم ، اما شايد باعث بشه يکم اد ليستم سر و سامون پيدا کنه ! آي دي جديد من : masdood_1370   (اين تلفظ اسم من به زبون نوه ي يکي از دائي هاست :دي)


ويرايش : مشکل حل شد ! آي دي رو پس گرفتم !


نوشته شده توسط : کفش دار

کفش هاي ديگران [ نفر کفش هاشون رو اينجا گذاشتن ]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[30/5/1387- 11:34 ع] چين ، سال 2008 ميلادي!
[26/5/1387- 4:19 ع] من هنوز انتظار را ياد نگرفته ام!
[16/5/1387- 11:58 ع] عاشق همت بود...
[8/5/1387- 6:59 ع] معصوميت نگاهش هنوز روي مغزم رژه مي رود...
[24/4/1387- 9:40 ع] فعلا...
[آرشيو شده ها]